شب قدر در فرهنگ قرآن و روایات از جایگاه بس عظیمى برخوردار است تا آنجا كه شب قدر در قرآن برابر با هزار ماه دانسته شده، و شب نزول قرآن، و شب تعیین تقدیرات یكسال و شب مبارك معرفى شده است.
و در روایات هم تعبیرات زیبایى از شب قدر آمده است، همچون شب بخشیده شدن گناهان و اینكه هر كس در آن شب بخشیده نشود، مورد نفرین خدا واقع مى‏شود.(1)
و پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «مَنْ حُرِمَها فَقَدْ حُرِمَ الْخَیْرَ كُلَّهُ؛(2) هر كس از شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات بى‏نصیب شده است.»
با توجّه به عظمت شب قدر جا دارد كه براى نحوه بهره‏گیرى و بهره‏بردارى بیشتر از فیضهاى معنوى آن، سیرى در سیره پیشوایان معصوم علیهم‏السلام در شب قدر داشته باشیم. باشد كه ره توشه‏هایى از آن برگیریم.
البته، اذعان داریم كه همه حالات معصومان علیهم‏السلام در این شب با عظمت و ارتباطى كه با عالم بالا و ملكوت داشته و دارند، نه قابل درك و فهم غیر معصومان است و نه در تاریخ انعكاس یافته است. آنچه بیان مى‏شود، فقط گوشه‏هایى از رفتارهاى ظاهرى آنان است، نه عمق و ژرفاى حالات آنها. پس آنچه در پیش رو دارید، گامى است در این مسیر.

الف. عبادت و شب زنده‏دارى


از اعمالى كه در طول سال، مخصوصا شبهاى مبارك رمضان و على الخصوص در شب قدر بدان سفارش اكید شده است، اِحْیا و شب زنده‏دارى است. پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله فرمود: «مَنْ اَحْیا لَیْلَةَ الْقَدْرِ حُوِّلَ عَنْهُ الْعَذابُ اِلَى السَّنَةِ الْقابِلَةِ؛(3)كسى كه شب قدر را زنده بدارد، عذاب تا سال آینده از او روى مى‏گرداند.»
و معصومان علیهم‏السلام همه این سنت حسنه را پاس و گرامى مى‏داشتند و از آن بهره مى‏بردند:
1. پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نه تنها در شب قدر بیدار بود، بلكه دهه سوم ماه مبارك رمضان كاملاً بستر خواب را جمع مى‏كرد و به عبادت مى‏پرداخت. حضرت على علیه‏السلام در این باره فرموده است: «أنَّ رَسُولَ اللّهِ كانَ یَطْوى فِراشَهُ وَ یَشُدُّ مِئْزَرَهُ فِى الْعَشْرِ الاْءَواخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ وَ كانَ یُوقِظُ أَهْلَهُ لَیْلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ وَ كانَ یَرُشُّ وُجُوهَ النِّیامِ بِالْماءِ فى تِلْكَ اللَّیْلَةِ؛(4)رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله [این چنین] بود كه رخت‏خواب خویش را جمع مى‏كرد و كمربند [همّت براى عبادت] را در دهه آخر از ماه رمضان محكم مى‏بست و همیشه این گونه بود كه اهل و عیالش را در شب بیست و سوم بیدار نگه مى‏داشت و بر روى خواب رفتگان در آن شب آب مى‏پاشید [تا از درك شب قدر، و درك شب زنده‏دارى محروم نشوند].»
حتى در شبهاى بارندگى در حالى كه مسجد مدینه سقف نداشت، عبادت و شب‏زنده‏دارى را ترك نمى‏كرد و دیگران را با رفتار خویش وا مى‏داشت كه در همان گل و باران بیدار باشند و نماز گزارند.(5)
2. امام على علیه‏السلام نیز در طول سال، شب هنگام آن گاه كه شب پرده‏هاى تاریكى را انداخته بود، بیدار مى‏شد و مشغول عبادت و شب‏زنده‏دارى مى‏گشت.(6) اما در شبهاى قدر حال ویژه‏اى داشت و در بدترین وضعى كه مسجد مدینه را آب و گل فرا گرفته بود، مشغول عبادت و شب‏زنده‏دارى مى‏شد و به ویژه در شب قدر آخر عمر خویش، حال فوق العاده عجیبى داشت كه بعدا به آن اشاره مى‏شود.
3. فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز آن قدر عبادت مى‏كرد كه امام حسن علیه‏السلام مى‏فرماید: «ما كانَ فِى الدُّنْیا اَعْبَدَ مِنْ فاطِمَةَ علیهاالسلام ، كانَتْ تَقُومُ حَتّى تَوَرَّمَ قَدَماها؛(7) عابدتر از فاطمه علیهاالسلام در دنیا نبود؛ همیشه این گونه بود كه آن قدر به عبادت مى‏ایستاد كه پاهاى [مباركش[ ورم مى‏كرد.»
علت نام‏گذارى او به «زهرا» نیز این است كه شبها نور عبادت و شب بیدارى او به سوى آسمان مى‏تابید(8) و امّا در شب قدر، حال به خصوصى داشت، نه تنها بیدار بود كه بچه‏ها و فرزندان خویش را نیز وادار مى‏كرد كه شب بیدار باشند؛ چنان كه در روایتى مى‏خوانیم: «وَ كانَتْ فاطِمَةُ علیهاالسلام لا تَدَعُ اَحَدا مِنْ اَهْلِها یَنامُ تِلْكَ اللَّیْلَةَ وَ تُداویهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَها مِنَ النَّهارِ وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَیْرَها؛(9) روش فاطمه علیهاالسلام این بود كه هیچ فردى از خانواده خویش را نمى‏گذاشت در آن شب (بیست و سوم) بخوابد و [مشكل خواب] آنها را با كمى غذا و آمادگى در روز درمان مى‏نمود و مى‏فرمود: محروم است كسى كه از خیر [و بركت] آن شب محروم شود.»
4. امام باقر علیه‏السلام فرمود: «هر كس شب قدر را احیا بدارد، خداوند مهربان گناهان او را مى‏آمرزد.»(10) و شیخ عباس قمى نقل كرده كه «امام باقر علیه‏السلام در شب بیست و یكم و بیست و سوم تا نیمه شب دعا مى‏خواند و آن گاه به نماز مى‏پرداخت.»(11)
5. امام هفتم علیه‏السلام نیز اهل شب‏زنده‏دارى و عبادت در طول سال بود. در زیارت‏نامه آن حضرت مى‏خوانیم: «او شبها تا سحر بیدار بود، و طلب آمرزش مى‏كرد و همدوش سجده‏هاى طولانى، چشم گریان و اشكبار، و مناجات بسیار و زاریهاى پیوسته و پى‏درپى بود.»(12)وقتى حضرت در غیر رمضان چنان باشد، حالِ آن حضرت در شب قدر براى ما قابل توصیف نخواهد بود.
او نه تنها خود شب‏زنده‏دارى و عبادت داشت كه به دیگران نیز مى‏فرمود: «مَنِ اغْتَسَلَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ أَحْیاها اِلى طُلُوعِ الْفَجْرِ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ؛(13)كسى كه در شب قدر غسل كرده و تا سپیده صبح شب‏زنده‏دارى كند، گناهانش آمرزیده مى‏شود.»
6. امام حسن عسكرى علیه‏السلام نیز چون پدران خود، اهل مناجاتهاى طولانى و شب‏زنده‏دارى در طول سال و مخصوصا در شب قدر بود.(14) و به شیعیان خود نیز این اعمال را اكیدا سفارش مى‏كرد.
از جمله، مى‏فرمود:«فَلا یَفُوتُكَ إِحْیاءُ لَیْلَةِ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ؛(15)پس بیدارى در شب بیست و سوم را از دست نده!»

ب. حضور در مسجد


از مسائلى كه معصومان علیهم‏السلام نسبت به آن حساسیت ویژه نشان داده‏اند، حضور در مسجد، در شب قدر است. قبلاً اشاره شد كه پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله حتى در شبهاى بارانى و گل بودن مسجد مدینه، حضور در آن را در شبهاى قدر ترك نمى‏كرد. از آن بالاتر، پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در دهه سوم ماه مبارك رمضان، شب و روز در مسجد معتكف بود. (این همان سنّت حسنه‏اى است كه در سالهاى اخیر در بسیارى از شهرها، از جمله «قم» در ایّام ماه رجب ـ سیزدهم تا پانزدهم - زنده شده است و باید دانست كه بهترین زمان براى اعتكاف، ماه مبارك رمضان است.)
امام على علیه‏السلام در این زمینه مى‏فرماید: «فَلَمْ یَزَلْ یَعْتَكِفُ فِى الْعَشْرِ الاْءَواخِرِ مِنْ رَمَضانَ حَتّى تَوَفّاهُ اللّهُ؛(16) پس [پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ] همیشه در دهه آخر ماه رمضان در حال اعتكاف بود تا آن وقت كه خداوند او را گرفت.» یحیى بن رزین نقل نموده كه «كانَ اَبُو عَبْدِ اللّهِ مَریضا مُدْنِفا فَأَمَرَ فَأُخْرِجَ اِلى مَسْجِدِ رَسُولِ اللّهِ فَكانَ فیهِ حَتّى أَصْبَحَ لَیْلَةَ ثَلاثٍ وَ عِشْرینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ؛(17)امام صادق علیه‏السلام بیمارى شدیدى داشت، دستور داد او را به مسجد پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله [با همان حال] ببرند. پس حضرت تا صبح شب بیست و سوم ماه رمضان در آنجا باقى ماند.»
موارد فوق نشان مى‏دهد كه حضور در مساجد، در شبهاى با عظمت قدر خصوصیتى دارد كه باید بدان توجه شود. و پیروان اهل بیت علیهم‏السلام شایسته است كه به خوبى از مساجد استقبال نمایند.

ج. مراسم قرآن سرگرفتن


یكى دیگر از اعمال شب قدر كه در سیره معصومان دیده مى‏شود و بحمد اللّه، در جامعه تشیّع به خوبى جاى خود را یافته است، مراسم قرآن سرگرفتن است. امام صادق علیه‏السلام در این باره فرمود: «براى سه شب قرآن كریم را مقابل خود قرار دهید و آن را بگشایید و بخوانید: «اَللّهُمَّ اِنّى أَسْئَلُكَ... .»(18)
د. برپایى نماز جماعت
از عباداتى كه سخت در اسلام بر آن سفارش شده، مخصوصا در ماه مبارك رمضان، برپایى نماز جماعت است. انس بن مالك از پیامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل كرده كه فرمودند: «مَنْ صَلّى مِنْ اَوَّلِ شَهْرِ رَمَضانَ اِلى آخِرِه فى جَماعَةٍ فَقَدْ اَخَذَ بِحَظٍّ مِنْ لَیْلَةِ الْقَدْرِ؛(19) كسى كه از اوّل تا آخر ماه رمضان در نماز جماعت حاضر شود، بهره‏اى از شب قدر گرفته است.» و امام صادق علیه‏السلام نیز نماز صبح را به جماعت برگزار مى‏نمود، و بعد از آن تا مدّتى مشغول تعقیبات مى‏شد.(20)
موارد فوق نشانگر اهمیت نماز جماعت در شبهاى قدر است كه متأسفانه برخى مساجد ما در این زمان، نماز جماعت صبح را برپا نمى‏دارند و آنهایى هم كه جماعت دارند، صبح شب قدر نماز جماعت را تعطیل مى‏كنند و بعد از مراسم قرآن سرگرفتن، همه به منازل خویش مى‏روند كه گاه باعث فوت نماز صبح مى‏شود.
ولى پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله و یاران او و دیگر معصومان علیهم‏السلام در سخت‏ترین شرائط نماز جماعت شب قدر را ترك نمى‏كردند. حضرت على علیه‏السلام مى‏فرماید: «شب بیست و سوم در عین حالى كه باران شدیدى آمده بود و مسجد مدینه را گل و آب فرا گرفته بود، رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ما را به نماز وامى‏داشت.» آن گاه فرمود: «فَصَلّى بِنا رَسُولُ اللّهِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله وَ إِنَّ أَرْنَبَةَ اَنْفِهِ لَفِى الطّینِ؛(21) پس رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله با ما نماز[جماعت] خواند، در حالى كه نوك بینى حضرت در گل [فرو رفته[ بود.»

ه . افطارى دادن و اطعام نمودن


از اعمالى كه در ماه مبارك رمضان مورد تأكید قرار گرفته، افطارى دادن به دیگران است. پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله در خطبه معروف شعبانیه مى‏فرماید:«مردم بیدار باشید! كسى كه از شما به روزه‏دار مؤمن در این ماه افطارى دهد، پاداش آزاد نمودن یك برده و بخشش گناهان گذشته را همراه دارد. عرض شد: اى رسول خدا! ما توان افطارى دادن نداریم. حضرت فرمود: بترسید از آتش! ولو با دادن نصف دانه خرما و از آتش بپرهیزید! گر چه با دادن شربت آب باشد.»(22)
پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله از كسانى بود كه هر چه به دیگران مى‏فرمود، خود بیش از دیگران بدان عمل مى‏نمود و در این مورد نیز چنین است. «ابو شیخ ابن حیان» از پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نقل كرده كه حضرت فرمود: «مَنْ فَطَرَ صائِما فى شَهْرِ رَمَضانَ مِنْ كَسْبٍ حَلالٍ صَلَّتْ عَلَیْهِ الْمَلائِكَةُ لَیالِىَ رَمَضانَ كُلَّها وَ صافَحَهُ جَبْرائیلُ لَیْلَةَ الْقَدْرِ وَ مَنْ صافَحَهُ جَبْرائیلُ یَرِقُّ قَلْبُهُ وَ تَكْثُرُ دُمُوعُهُ...؛(23)كسى كه با مالى كه از راه حلال به دست آورده در ماه رمضان روزه‏دارى را افطارى دهد، در تمام شبهاى رمضان فرشتگان بر او درود مى‏فرستند و جبرئیل در شب قدر با وى مصافحه مى‏كند و هر كس جبرئیل با او مصافحه كند، قلبش نرم و اشك چشمش زیاد شود.»
امام على علیه‏السلام نیز در شبهاى مبارك رمضان و شبهاى قدر به مردم اطعام مى‏كرد و آنها را موعظه مى‏نمود؛ چنان كه در روایتى مى‏خوانیم: «كانَ عَلِىُّ بْنُ أَبى طالِبٍ علیه‏السلام یَعُشُّ النّاسَ فى شَهْرِ رَمَضانَ بِاللَّحْمِ وَ لا یَتَعَشّى مَعَهُمْ فَإِذا فَرِغُوا خَطَبَهُمْ وَ وَعَظَهُمْ... وَ قالَ فى خُطْبَتِهِ إِعْلَمُوا أَنَّ مِلاكَ اَمْرِكُمُ الدّینُ وَ عِصْمَتَكُمُ التَّقْوى وَ زینَتَكُمُ الاْءَدَبُ وَ حُصُونُ اَعْراضِكُمُ الْحِلْمُ؛(24)همیشه على بن ابى طالب علیهماالسلام شام[و افطارىِ تهیّه شده] از گوشت را به مردم در ماه رمضان مى‏داد، ولى خود از آن [گوشت] استفاده نمى‏كرد. پس هنگامى كه [از خوردن شام] فارغ مى‏شدند، براى آنها خطبه مى‏خواند و آنها را موعظه مى‏نمود... و در خطبه‏اش فرمود: بدانید ملاك امر [و كارهاى] شما دین است و نگه‏دارنده شما تقوا، و زینت شما ادب، و دژهاى [نگه‏دارنده] آبروى شما حلم است.»
و امام زین العابدین علیه‏السلام نیز در طول ماه مبارك رمضان در راه خدا انفاق مى‏كرد و صدقه مى‏داد؛ چنان كه در حدیثى مى‏خوانیم:«كانَ إِذا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضانَ تَصَدَّقَ فى كُلِّ یَوْمٍ بِدِرْهَمٍ فَیَقُولُ: لَعَلّى اُصیبُ لَیْلَةَ الْقَدْرِ؛(25)(امام سجاد علیه‏السلام ) روشش این بود كه هر روز از ماه [مبارك] رمضان درهمى صدقه مى‏داد و آن گاه مى‏فرمود: شاید [با این كار صدقه] شب قدر را دریابم.»
و امام صادق علیه‏السلام فرمود: «جدّم امام زین العابدین علیه‏السلام روزى كه روزه مى‏گرفت، دستور مى‏داد گوسفندى ذبح كنند و آن را تكه تكه نموده، بپزند. هنگام افطار كه نزدیك مى‏شد، حضرت به دیگها سر مى‏زد تا بوى آنها را استشمام كند، در حالى كه روزه‏دار بود. سپس دستور مى‏داد ظرفها را پر كنند و یكى یكى به در خانه افراد [فقیر] ببرند تا آنجا كه غذا تمام مى‏شد. آن گاه خود با نان و خرما افطار مى‏نمود.»(26)
و همچنین امام صادق علیه‏السلام نیز شب در خانه فقرا مى‏رفت و به آنها نان و خرما مى‏داد و سفارش مى‏فرمود: «در ماه رمضان به مردم افطارى بدهید.»(27)
حسن ختام بحث را حالات على علیه‏السلام در رمضان آخر و به ویژه در شب نوزدهم قرار مى‏دهیم؛ چون هم تقارن شب قدر با ضربت خوردن و شهادت مولا این را اقتضا مى‏كند، و هم نكاتى قابل عبرت ما را بر آن مى‏دارد كه این بخش را به صورت مستقل، منتها به صورت گذرا و اشاره بیان نماییم.

گزارشى از آخرین شب قدر امیرمؤمنان، على علیه‏السّلام


على علیه‏السلام در رمضان آخر عمر خویش حال عجیبى داشت و هر شبى را در یك جا میهمان بود. غذا كم میل مى‏فرمودو... .
ابن حجر چنین مى‏گوید: «هنگامى كه رمضان[آخر عمر حضرت] فرا رسید، هر شب در منزل یكى از بستگان افطار مى‏كرد؛ شبى در منزل حسن علیه‏السلام ، شبى در منزل حسین علیه‏السلام و شبى نزد عبد اللّه بن جعفر [شوهر دخترش زینب [، و بیش از سه لقمه غذا نمى‏خورد، «وَ یَقُولُ: اُحِبُّ اَنْ اَلْقِىَ اللّهَ وَ اَنَا خِمْصٌ؛ و مى‏فرمود: دوست دارم خدا را [با شكم] گرسنه ملاقات كنم.»(28)
در شب نوزدهم منزل دخترش، ام كلثوم میهمان بود كه غذاى سفره آن را دو قرص نان جُو و مقدارى شیر و نمك تشكیل مى‏داد. حضرت با نان و نمك افطار نمود و بیش از سه لقمه میل نكرد و فرمود: دوست دارم خدایم را گرسنه ملاقات كنم.
در آن شب حضرت سوره یآس مى‏خواند و مرتب به آسمان نگاه مى‏كرد و مى‏فرمود: «امشب، همان شبى است كه به من وعده دیدار داده شده است.»(29)
استاد مطهرى رحمه‏الله مى‏گوید: «على در آن شب، انتظارى داشت و گاهى به آسمان نگاه مى‏كرد و مى‏گفت كه حبیبم به من خبر داده است و او راست گفته و هرگز دروغ نمى‏گوید... بچه‏ها تا پاسى از شب در خدمت على علیه‏السلام بودند. امام حسن علیه‏السلام به منزل خود رفت، هنوز صبح طلوع نكرده بود، نزد بابا برگشت و مستقیم به مصلّاى پدر رفت. حضرت به فرزندش فرمود: پسر جان! دیشب لحظه‏اى خوابم برد، یك دفعه پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله را در عالم رؤیا دیدم. عرض كردم: یا رسول اللّه! من از دست این امّت چه خون دلها خوردم. حضرت فرمودند: نفرین كن! من هم نفرین كردم كه خداوند من را از آنها بگیرد.»(30)
الهى مردم از من سیر و من هم سیرم از مردم
نما راحت مرا اى خالق ارض و سما امشب
على علیه‏السلام هیجان عجیبى داشت. خود مى‏گوید: هر كارى كردم، راز مطلب را نفهمیدم؛ «مازِلْتُ اَفْحَصُ عَنْ مَكْنُونِ هذَا الاْءَمْرِ وَ اَبَى اللّهُ اِلاّ اَخْفاهُ؛(31) خیلى تلاش كردم كه سرّ و باطن این امر را به دست بیاورم، ولى خدا اِبا كرد، جز اینكه آن را پنهان كرد.»
آن گاه رهسپار مسجد شد. چند ركعت نماز گذارد. سپس بالاى مأذنه رفت تا اذان بگوید.
وقتى از بالاى مأذنه پایین مى‏آمد، مى‏فرمود:
«خَلُّوا سَبیلَ الْمُؤْمِنِ الْمُجاهِدِ فِى اللّهِ لا یَعْبُدُ غَیْرَ الْواحِدِ
یعنى باز كنید راه مؤمن رزمنده در راه خدا را كه [افتخارش این است كه] غیر از [خداى] واحد را نپرستیده است.»
آن گاه به مسجد بازگشت و مشغول نماز شد و سر از سجده برداشت كه شمشیر زهراگین فرقش را شكافت. در این حال، فرمود: «بِسْمِ اللّهِ وَ بِاللّهِ وَ عَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ...هذا ما وَعَدَنَا اللّهُ وَ رَسُولُهُ؛(32) به نام خدا و به یارى خدا و بر دین رسول خدا. قسم به پروردگار كعبه كه رستگار شدم... این [شهادت[ چیزى بود كه خدا و رسولش به ما وعده داده بودند.»
شب وصل است و خوش قرآن ناطق
نیایش مى‏كند تا صبح صادق
سر شب تا سحر او ناله كرده
به یك شب طى رهى صد ساله كرده
لبانش مى‏خورد آهسته بر هم
كه گویا عرش و فرش گردیده در هم

پی نوشت :


1. ر. ك: بحار الانوار، ج 94، ص 80.
2. كنز العمّال، على متقى هندى، مؤسسة الرسالة، ج 8، ص 534.
3. بحار الانوار، ج 95، ص 145.
4. همان، ج 95، ص 10.
5. همان، ص 10.
6. همان، ج 41، ص 21.
7. همان، ج 43، ص 76.
8. همان، ص 12.
9. بحار الانوار، ج 94، ص 10؛ مستدرك الوسائل، ج 7، ص 470.
10. وسائل الشیعة، ج 7، ص 261.
11. مفاتیح الجنان، اعمال شب 21، ص 425.
12. مفاتیح الجنان، ص 720.
13. بحار الانوار، ج 80، ص 128.
14. ر. ك: مصباح المتهجد، ص 227؛ نهج الدعوات، ص 277.
15. وسائل الشیعة، ج 7، ص 261.
16. بحار الانوار، ج 94، ص 7.
17. همان، ص 4، ذیل روایت 4.
18. همان، ح 5 و ر. ك: مفاتیح الجنان، ص 224.
19. كنز العُمّال، ج 8، ص 545، ح 24090.
20. وسائل الشیعة، ج 7، ص 260.
21. بحار الانوار، ج 95، ص 10.
22. عیون اخبار الرضا علیه‏السلام ، ج 1، ص 230.
23. الترغیب و الترهیب، ج 2، ص 95، ح 14.
24. سفینة البحار، ج 1، ص 703.
25. بحار الانوار، ج 95، ص 82.
26. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 134.
27. همان، ص 134.
28. انوار البهیّة، شیخ عباس قمى، ص 31؛ صواعق ابن حجر، ص 80.
29. همان، ص 80؛ ر.ك: زندگى امیرالمؤمنین، رسولى محلّاتى، ج 2، ص 247.
30. نهج البلاغة، صبحى صالح، ص 99؛ انسان كامل، مرتضى مطهرى، ص 45.
31. منتهى الآمال، ج 1، ص 126؛ نهج البلاغة، خطبه 177.
32. نهج البلاغة، صبحى صالح، ص 379؛ زندگانى امیرالمؤمنین، ج 2، ص 321؛ انسان كامل، مرتضى مطهرى، ص 49.
برگرفته از : مجلات ‏مبلغان شماره 59

نویسنده : حسین تربتی

منبع:http://hawzah.net /